سنجاقک
به آنها که نگران آینده فرزند خویش ونیز امیدوار به فردایی سرشار از بهروزی و پویایی برای او هستند
اهمیت بازی های وانمودی

  خردسالان از راه خیال پردازی و عمل کردن یاد می گیرند. آیا تا کنون دیده اید که فرزند تان یک سنگ را بردارد و با آن همانند یک ماشین  بازی کند، یا با جنباندن لگویی،  آن را یک آدم یا خرگوش فرض کند ؟

در این هنگام فرزند شما با حرکت، چیزی را به جای چیز دیگری وانمود می کند. اما روند وانمود سازی به همین سادگی که دیده می شود، نیست. فرآیند وانمود سازی سبب پرورش بسیاری از زمینه های بنیادی رشد کودک می شود.
 بیشترکلاس های کودکستان ها و مهد کودک ها سالن نمایش مجهزی دارند. اختصاص جایی به نمایش برای کودکان، کاری هدفمند است. پژوهش ها نشان داده اند که بازی های وانمودی برای آن ها، امکان زندگی در دنیایی کوچک، با همان ویژگی های دنیای واقعی را فراهم می آورد و آن ها را به کاربرد مهارت هایی که آموخته اند، تشویق می کند. این امکان، همچنین زمینه را برای به کار بردن مهارت های شان در فعالیت های معنادار زندگی آماده می سازد.
برخی کارشناسان براین باورند که این فرآیند کاربردی، نه تنها در پیشرفت یک مهارت، بلکه در چگونگی بکارگیری آن در زندگی هم به کودک کمک می کند.

  •  بازی های وانمودی به کسب مهارت های اجتماعی و عاطفی کمک می کنند

هنگامی که کودک شما در حال بازی وانمودی  است، به شکل فعال نقش های عاطفی و اجتماعی زندگی را تجربه می کند. او با بازی های جمعی می آموزد که چگونه نوبت را رعایت کند، چگونه به ترتیب، مسئولیت ها را تقسیم کند و خلاقانه به حل مشکل بپردازد. هنگامی که کودک شما شخصیت های مختلفی را وانمود سازی می کند، درحال  تجربه کردن "راه رفتن با کفش های دیگری است". با کفش های دیگران راه رفتن" به دستیابی او به مهارت های مهم اخلاقی و همدلی یاری می رساند. برای خردسالان طبیعی است که دنیا را از دید خود و با محوریت خود ببیند. آن ها با کمک بازی های جمعی، کم کم احساسات دیگران را درک می کنند. وقتی کودک پی می برد که با وانمودسازی می تواند خود را به جای هر کس و هر چیزی بگذارد، اعتماد به نفس  پیدا می کند!

  • کودکان در سال های نخستین زندگی، تنها در حال درک کردن تفاوت میان واقعیت و تخیل هستند

بازی های خیالی و بازی کردن نقش شخصیت های آشنا (مانند اعضای خانواده) و شخصیت های افسانه ای یا ساختگی، سبب درونی شدن تفاوت مهم میان واقعیت و خیال در کودک می شود. برای نمونه، کودک شما می تواند تفاوت بین مادر واقعی اش و مادری که بعضی وقت ها در بازی های کودکانه نقش او را بازی می کند، دریابد و این تجربه و دانش را در موقعیت های دیگر  نیز به کار برد.

  • بازی های وانمودی مهارت زبانی را پرورش می دهند

آیا تاکنون هنگامی که  کودک تان سرگرم بازی تخیلی یا بازی با اسباب بازی ها یا دوستانش است، به رفتار اوتوجه کرده اید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، شاید بعضی واژگان یا عبارت هایی شنیده اید که هرگز فکر نمی کردید او آن هارا بلد بوده است. اغلب در بازی کودکان، واژگانی را که خودما به کار می بریم، از آن ها می شنویم. کودکان از پدر، مادر، و آموزگارشان  کاملا تقلید می کنند. بازی وانمودی به کودک شما کمک می کند تا قدرت زبان را در یابد.  افزون بر این، کودکان با بازی وانمودی با دیگران، یاد می گیرند که می توانند از واژه ها همچون ابزاری برای بازسازی یک داستان یا سازمان دهی یک نمایش بهره بگیرند. این فرآیند به کودک تان امکان می دهد میان زبان نوشتاری و گفتاری ارتباط برقرار کند و به مهارتی  دست یابد که بعدها به او کمک خواهد کرد خواندن را یاد بگیرد.
کودکان همچنین در هنگام بازی های وانمودی، واژه نامه ی خود را می سازند. هنگامی که مشغول بازی وانمودی هستند، شما و آموزگارش می توانید آن ها را با واژه های مربوط به یک موضوع ویژه آشنا کنید. برای نمونه، اگر کودک تان دوست دارد با دایناسورهای اسباب بازی، بازی کند، شما با اشاره به نام دایناسورهای گوناگون، به او کمک خواهید کرد به سرعت نام های بلند آن ها را یاد بگیرد.
بیشتر کودکان دوست دارند وانمود کنند کارهایی را که شما در خانه انجام می دهید، آن ها هم انجام می دهند. سعی کنید همیشه مجموعه ای ازنشریه ها، کتاب ها، کاغذ و مدادهایی برای بازی های نمایشی در خانه در دسترس داشته باشد.
به این ترتیب، کودک شما از مهارت های پیش نوشتاری و پیش خوانی برای تقلید موقعیت های واقعی در زندگی اش استفاده خواهد کرد. او می تواند برای عروسک ها و اسباب بازی هایش بخواند، نامه بنویسد، فهرست تهیه کند و حتی وانمود کند با تلفن اسباب بازی، پیام تلفنی می گیرد.

 

                 

  • بازی های وانمودی در کودک مهارت تفکرایجاد می کنند

بازی های وانمودی، مسئله های فراوان پیش روی کودکان می گذارند. هنگامی که  دو کودک می خواهند نقش یکسانی بازی کنند یا مواد مناسبی برای ساختن یک سقف برای خانه ی عروسکی بیابند، مهارت های تفکر شناختی ارزشمندی  را فرا می گیرند که در زندگی حال و آینده از آن ها استفاده خواهند کرد.
آیا کودک تان گاهی ازبازی های خشن لذت می برد؟ فوق العاده است! برخی پژوهشگران که در زمینه ی رشد مغزی در سال های اولیه ی رشد پژوهش می کنند، به تازگی به این نتیجه رسیده اند که این گونه بازی ها در رشد بخشی از مغز که کنترل رفتار را بر عهده دارد، موثرند. بنابراین، به جای نگرانی از اینکه این بازی ها کودک شما را به خشونت تشویق می کنند، مطمئن شوید که در وضعیت  کنترل شده و امن، بازی خشن می تواند به کودک شما کمک کند تا مهارت های مورد نیاز کنترل برخود را برای اینکه بداند چگونه و چه زمانی این گونه بازی مناسب است، فرا بگیرد.
بازی های وانمودی، تفکر انتزاعی را تقویت می کنند، توانایی استفاده از ابزاری مانند بلوک های ساختمان سازی به عنوان نشانه ی  چیزی ( مانند تلفن) سطح بالایی از مهارت تفکر  به شمار می رود و در نهایت کودک شما را قادر خواهد ساخت تشخیص دهد که  اعداد ،بیانگر اندازه و مقدار،و ترکیبی  ازحروف ،نشانگر واژه هایی هستندکه به زبان می آورد، می شنود و می خواند.

rainbow dots divider

 

  • پرورش تخیل

آیا کودک شما درگیر بازی های وانمودی می شود؟ برای ساختن دنیا ی فانتزی کودک خود، در یک جعبه یا گوشه ای از اتاق، چیزهایی را که کودک تان را به بازی های وانمودی بر می انگیزانند، قرار دهید. این جعبه یا گوشه ی اتاق ممکن است دارای:

  • سبد پلاستیکی بزرگ،جعبه ی مقوایی، جعبه ی خالی یا بزرگ برای ساختن خانه
  • لباس های کهنه ،کفش، کوله پشتی و کلاه
  • تلفن قدیمی،دفترچه تلفن های قدیمی و مجله های کهنه
  • ظرف  های آشپزی،ظرف های پلاستیکی غذا ،گل مصنوعی و دستمال سفره
  • حیوانات پارچه ای و عروسک هایی در اندازه های مختلف
  • تکه پارچه ،پتو ،ورقه های کهنه برای ساختن لباس یا قلعه
  • چیزهای مناسب برای  یک بازی وانمودی ویژه همچون "رفتن به سفر" ، از جمله کارت پستال، بلیت های استفاده شده ی هواپیما ،سکه های  خارجی ،عکس هایی برای تعطیلات
  • نوشت افزار برای نوشتن پیام های تلفنی، نوشتن یادداشت ها لیست خرید و... باشند.
  •  

cute divider

 

 

منبع:

http://www.scholastic.com


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 456 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 18 فروردين 1391 و ساعت 16:59 توسط سنجاقک

ترس از شب

 ممكن است كودك شما مثل بسیاری از بچه های دیگر شب ها احساس ترس و اضطراب كند؛ این ترس به سن او و مرحله رشد احساسی و جسمی او بستگی دارد و همین طور هم كه بزرگتر می شود با انواع مختلفی از تنشها مواجه می گردد.

او باید یاد بگیرد وقتی كه او را با پرستار و یا در مهدكودك و یا مكان بازی تنها می گذارید صبور باشد و بپذیرد كه شب ها جدا از شما بخوابد .

 همچنین باید بیاموزد كه رفتار خود و همین طور ادرار و مدفوع و احساسات خشم و حسادت و تهاجم را كنترل كند.

كودك درباره موضوعاتی از قبیل مرگ ، خدا ، بهشت و جهنم تفكر می كند و دچار ترس و نگرانی می شود. به زودی در می یابد كه والدین برای او آرزوهایی دارند و می ترسد كه از عهده آنها بر نیاید .

 

 

كودك نگران:

كودك در هر مرحله از رشد كه باشد ، حوادث خاصی ممكن است در او ایجاد نگرانی بكند ، به عنوان مثال وقتی او بازی های گروهی و یا رفتن به مهدكودك را آغاز كند برای مدتی ممكن است جدایی از والدین او را نگران كند.

 ممكن است برای ترك ما در طول روز و شب و یا برای رفتن به رختخواب به طور جداگانه از خود تمایلی نشان ندهد و اگر شما بیمار  شوید احساس تقصیر كندو فكر كند كه كلمات پرخاشگرانه او این بیماری را در شما ایجاد كرده است.

زمانی كه می خواهیم به كودك دستشویی رفتن را یاد بدهیم دوره دیگری از نگرانی را در او مشاهده می كنیم.او دائماً می ترسد كه مبادا نتواند خود را كنترل كند . حتی گاهی اوقات هول شده و شلوارش را خیس می كند و چون دوست دارد كه شما را هم خوشحال كند می ترسد كه شاهد ناراحتی و نارضایتی شما باشد .

 دربسیاری از بچه های نوپا این هیجانات در شب اوج می گیرد و رفتن به سوی رختخواب به معنای كنترل هیجانات است .

 دیدن فیلم یا برنامه وحشتناك برای بچه های بزرگتر زنگ خطر است . كودك 5-6 ساله ممكن است از دیدن صحنه بچه دزدی و یا پرخاشگری كودك در مقابل والدین به شدت آشفته شود .

چنین صحنه هایی برای كودك كاملاً واقعی به نظر می آید .

همه كودكان تخیلات پرخاشگرانه دارند و تا حدودی نسبت به آن احساس گناه می كنند . مواردی از قبیل بیماری،اختلافات خانوادگی ، جدائی، طلاق ،‌ اعتیاد و مرگ و میر باعث ایجاد تشویش ، نگرانی ، احساس گناه و ترس در هر سنی از زندگی كودك می شوند .

 در شب كودك از كنترل دنیای پیرامونش مأیوس می شود، زیرا نمی تواند به طور مداوم محیط اطراف و تخیلات ناشی از احساسات خود را كنترل كند و همین وضعیت باعث بروز ترس در او می شود .

 جوانان هم به خاطر این كه تغییرات احساسی و جسمی سریع و دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و از كودكی به بزرگسالی می رسند، نگرانی های اساسی را متحمل می شوند.آنها به آینده،امتحانات ،‌ شغل ، پول می اندیشند و با فشارها و تمایلات شخصی زیادی مواجه و گاهی ناگزیر می شوند با معیارهای خانوادگی در برخوردهای اخلاقی مخالفت كنند و ممكن است نظامهای ارزشی جدید را پایه گذاری كرده و ارزش های قدیمی را كنار بگذارند و تصور كنند كه والدین آنها دیگر تكیه گاه مناسبی نیستند،و یا به طور كل حمایت والدین خود را رد كنند .

 در طول روز راحت تر می توان نگرانی راتحت كنترل درآورد؛ اكثر بچه ها در طول روز سرگرم هستند و فرصتی ندارند تا به مشكلاتشان فكر كنند . اما در تاریكی شب كه به رختخواب می روند و چراغ را خاموش می كنند كاری جز فكر كردن ندارند و در تخیلات خود فرو می روند و همین كه خواب آلوده می شوند توانایی خود را برای برخی افكار از دست می دهند و كنترل چندانی روی احساسات،تمایلات شدید و ترس های خود ندارند و در این موقع احساسات و یا حتی اعمالشان خیلی بچگانه می شود.

در این وضعیت نامناسب،كودك ٤-٥ساله همان اطمینانی را نیاز دارد كه احتمالاً كودكان 2-3 ساله در طول روز به آن نیازمند هستند. كودك 4-5 ساله ای كه در روز بدون هیچ گونه مشكلی شما را رها كرده و به مهد كودك می رود،ممكن است در شب برای رفتن به رختخواب مشكلات بسیاری را به وجود آورد .

 سرزنش كردن و اظهار این مطلب كه او مثل بچه های كوچك رفتار می كند هیچ فایده ای ندارد . بهتر است بفهمید كه چرا او احساس ناامنی می كند.حتی كودكی كه در طول روز به خوبی از خود مراقبت می كند و از اعتماد به نفس خوبی برخوردار است ممكن است در شب وقتی سیل افكار به او هجوم میآورد این اطمینان را ازدست بدهد .

 در چنین موقعیتی او به شما نیاز دارد تا بیشتر مراقبش باشید . بسیاری از خانواده ها مشاجرات زمان خواب را تجربه كرده اند . بچه ها برای فرار از خواب درخواست های متفاوتی از قبیل شنیدن داستان ، تماشای تلویزیون و بازی دارند . برخی كودكان به هنگام خواب با برادران و خواهران خود نزاع می كنند؛گاهی اوقات در رختخواب آرام و قرار ندارندوبرای فرار از افكار نگران كننده مرتب تكان می خورند .

اگر كودك شما به دلیل ترس و نگرانی برای خوابیدن با مشكل مواجه است ،در طول روز با او بیشتر صحبت كنید وبه او اطمینان بدهید كه او را حمایت می كنید.با این حال لزومی ندارد تغییرات اساسی در برنامه خواب به وجود آورید؛برای دقایقی او را ماساژ دهید و یا مدتی بیشتر از سایر اوقات پیش او بنشینید ، اما برنامه و روال روزمره او را تا جایی كه امكان دارد ثابت نگه دارید .

 

 

 ادامه دارد ...

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 549 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 بهمن 1390 و ساعت 12:14 توسط سنجاقک

چگونگی برخورد با ترس در كودكان

 روانشناسان برای کاهش ترس های کودکان راه های زیادی پیشنهاد می کنند. پذیرش ترس کودک، درک کردن، احترام گذاشتن و تقویت اعتماد به نفس کودک از جمله راهکارهایی است که در برطرف کردن ترس کودکان از سوی والدین تاثیر گذار خواهد بود. پذیرش احساس ترس کودک و طبیعی شمردن آن موجب می شود که کودک خود را ضعیف، کم عقل یا بی لیاقت به حساب نیاورد.

*هرگز احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ گاه به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل نمی كند.

 * از او بخواهید علت ترسش را بگوید و درباره آن با او صحبت كنید، این راه در صورتی كه ترس كودك ناشی از وقوع یك اتفاق تحریك كننده باشد، بسیار مفید است.

 * بیش از حد لزوم از او مواظبت نكنید و اجازه بدهید او خودش از چیزهایی كه می ترسد دوری كند و كودك را هیچ وقت به انجام دادن كارهایی كه از آن واهمه دارد وادار نكنید.

 * بیش از حد عكس العمل نشان ندهید زیرا توجه زیاد شما باعث تقویت ترس در كودك می شود.

 * به كودك دلداری دهید تا یاد بگیرد بر ترسش مسلط گردد. برای مثال اگر او از رفتن به یك مدرسه جدید می ترسد، باید با او همدردی كنید و برایش توضیح دهید. به عنوان مثال بگویید «من می دانم كه از رفتن به این مدرسه هراس داری و شاید از این كه دوستان جدیدی پیدا می كنی نگران هستی؛ ولی من فكر می كنم در آن لحظه احساس خیلی بهتری خواهی داشت.»

 

*با او در مورد چیزهایی كه او را می ترساند گفت وگو كنید. به او یادآوری كنید كه قبلاً هم دوستان جدید زیادی پیدا كرده بود و او را تشویق كنید كه به مدرسه برود. راه حل مفید دیگر این است كه شما برایش نقش بازی كنید كه چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفی كند.

*یادش بیاورید كه قبلاً هم در یك زمانی از چیزی می ترسیده و بعد از مدتی ترسش ریخته و دیگر از آن نمی ترسد.

 * به او قوت قلب بدهید و به او كمك كنید تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در یك دوره طولانی، صلاح نیست دائم به او یاد بدهید كه از هر چیزی كه می ترسد دوری كند.

 *سرانجام اگر ترس تبدیل به یك بیماری شود و به هیچ طریقی نتوان ترس را از بین برد مخصوصاً اگر در رشد و فعالیت های روزمره كودك تأثیر بگذارد، می بایست جهت درمان به یك روان پزشك كودك مراجعه كنید

 

 

چه نوع ترس‌ها به توجه و درمان نیاز دارند؟

در وهله اول باید به سن کودک توجه داشت. برخی از ترس‌ها در سنین خاصی طبیعی‌تر هستند. بنابراین اگر چنین ترس‌هایی بیش از دو سال دوام داشته باشند حتما به توجه و درمان نیاز دارند. اصولا یک ترس عادی نباید چنین مدت زمانی طول بکشد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی به تدریج کاهش پیدا کرده و بالاخره از بین می‌رود. همینطور برای تشخیص ترس‌های غیر عادی باید به نوع ترس نیز توجه داشت.

هر چند گاهی کودکان از چیزی می‌ترسند ولی این ترس چندان وحشت‌زا نیست و مشکل خاصی در عملکرد روزانه کودک ایجاد نمی‌کند و واکنش ترس در او چندان شدید و ناهنجار نیست. اما زمانیکه نوع ترس کودک غیر عادی است و نیاز به مداخلات درمانی دارد که واکنش کودک به عامل ترس بسیار شدید است. کودک بسیار وحشت زده می‌شود و رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که اغلب خارج از کنترل دیگران است.

برای درمان ترس در کودکان چه باید کرد؟

روان شناسان برای کاهش ترس‌های کودکان راههای زیادی را توصیه می‌کنند. آنها در وهله اول به والدین توصیه می‌کنند که در رفع مشکل کودک عجولانه عمل نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک می‌تواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولا بتدریج از بین می‌رود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش اقدام به کاهش این ترس‌ها نمایند. توصیه بعدی روان شناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند تحقیر و سرزنش نکنیم. هر چند دلیل ترس از نظر ما بزرگترها کاملا غیر منطقی و نامعقول به نظر می‌رسد اما خود کودک چنین احساسی ندارد و نمی‌تواند غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند و سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.

حتی زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روان شناس درمان می‌شود، اگر عامل اصلی ایجاد کننده ترس هنوز حضور داشته باشد چندان فایده‌ای نخواهد کرد. مثلا زمانیکه خود مادر از تاریکی می‌ترسد، هر چند کودک حمایت‌ها و درمان‌هایی را از روان‌شناس و مشاور خود دریافت می‌کند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر می‌پذیرد الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمر بخش را از بین می‌برد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند.

stars

بازی موقعیت مناسبی است که ترس کودک را از بین ببریم. مثلا کودکی که از آمپول می‌ترسد، می‌توانیم یک بازی خوب ترتیب بدهیم که در آن کودک آمپول زدن را تمرین کند. در مراحل دیگر می‌توان از روشهای خاص رفتار سازمانی که توسط روانشناسان استفاده می‌شود بهره جست. با مراجعه به یک روانشناس و درمان‌های رفتاری او می‌توان اقدام به حل مشکل کودک نمود

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 593 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 بهمن 1390 و ساعت 18:13 توسط سنجاقک

 

ترس کودکان          

همه كودكان در چند مقطع سنی در زندگیشان دچار ترس و وحشت

می شوند و این معمولاً یك بخش طبیعی از رشد آنها محسوب می

گردد. این ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند كه به صورت دائمی

و به مدت طولانی در كودك باقی بمانند یا ذهن كودك را به طور كامل

اشغال كنند، كه این ترس در تمام فعالیت های عادی آنها مداخله

داشته و تأثیر می گذارد و اگر كودك نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به

بیماری تشویش كه همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد.

هرگز احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ

موقع به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی

توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل

نمی كند.

 

آیا ترس بی اساس به سن و سطح رشدی كودك بستگی دارد؟!

برای مثال در یك كودك 2 ساله ترس از نشستن روی لگن دستشویی، طبیعی است ولی در یك كودك 8 ساله همان ترس كاملاً غیرعادی و بی اساس است.

 كودكان نوپا معمولاً از

  • تنهایی (جدا شدن از پدر یا مادر)،
  •  اصوات آزار دهنده،
  • زمین خوردن،
  •  حیوانات و حشرات،
  • استفاده از لگن توالت و حمام كردن
  • و  تاریکی هنگام خواب می ترسند.

 ترس در میان كودكان پیش دبستانی شامل

  •  ترس از حیوانات و حشرات،
  •  غول ها و ارواح،
  •  گم شدن، طلاق،
  •  از دست دادن پدر یا مادر،
  • و تاریكی هنگام خواب می باشد.

كودكانی كه تازه به مدرسه می روند از چیزهایی مانند

  •  تنهایی،
  • بعضی صداها،
  • زمین خوردن،
  •  ورود به مكان جدید (به خصوص ورود به مدرسه)
  • و تاریكی هنگام خواب [در بچه های كوچك تر]
  • و وازدگی های اجتماعی،
  •  جنگ، فضاهای جدید
  •  و ترس از دزد [در بچه های بزرگ تر] می ترسند.

نوجوانان (كه به سن بلوغ رسیده اند) معمولاً از دزد، موقعیت های جدید (مثل رفتن به دانشگاه و...) جنگ، طلاق و روابط غیرمعمول واهمه دارند و می ترسند.

 

 ترس ها در كودكان در تمام گروه های سنی، در بعضی از دوران های زندگیشان ممكن است افزایش یابد: تولد یك فرزند جدید در خانواده، نقل مكان از خانه ای به خانه دیگر، طلاق و غیره. حتی بعضی اوقات بعد از وقوع یك اتفاق تحریك كننده، ترس در كودكان تقویت می گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با یك شیء داغ یا فرار كردن از یك سگ. بعضی كودكان نسبت به كودكان دیگر بیشتر می ترسند و این بستگی به روحیات و خلق و خوی آنها دارد.

والدینی كه همیشه نگران هستند و در تشویش به سر می برند یا زود

در مقابل هرچیز عكس العمل نشان می دهند، فرزندانشان اغلب دارای

همان روحیات هستند و همیشه در ترس و واهمه قرار دارند.

علل ترس در کودکان

اینکه چرا کودکان می‌ترسند مورد توجه بسیاری از صاحبنظران رشد کودک و روانشناسان بوده است. برخی از محققان عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس‌ها عنوان کرده‌اند و برخی دیگر عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی و سایر عوامل را مطرح کرده‌اند. در برخی اوقات ترسی که کودک از خود نشان می‌دهد به یک نیاز روانی ارتباط دارد. مثلا کودکی که  ترس از مدرسه  را نشان می‌دهد ممکن است از لحاظ روانی وابستگی زیادی به پدر یا مادر خود داشته باشد و ترس او در واقع ریشه در این وابستگی او دارد.

گاهی اوقات یک تغییر در شیوه زندگی مثل تغییر محل سکونت ، جدا شدن از والدین و... به صورت ترس از تاریکی ، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت برخی از ترس‌های مشخص و معین کودک می‌تواند ریشه‌های روانشناختی داشته باشد و مستقیما با موضوع آن ترس مرتبط نباشد. در برخی اوقات این خانواده است که مشکل ترس را در کودک بوجود می‌آورد. ممکن است کودک ترس از یک مساله خاصی را در محیط خانواده یاد گرفته باشد. مثلا مادری که از عنکبوت می‌ترسد این ترس خود را به کودک منتقل می‌کند. این اتفاق بر اساس فرایند یادگیری صورت می‌پذیرد. بطوری که والدین در آموزش اکثر رفتارها به عنوان الگو و سرمشق کودک هستند.


کودکی که نیاز به احساس امنیت دارد با مشاهده رفتار و حالات والدین و خانواده خود شروع به شناسائی محیط ها و موقعیت‌های امن از ناامن می‌نماید. و در این راستا کاملا متکی بر آنهاست. بنابراین آنچه رفتار مادر نشان می‌دهد برای او الگو و اساس رفتارش است. کودک با مشاهده رفتارهای مختلف می‌آموزد که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی ترسناک نیست. گاهی اوقات ترس کودک ناشی از شیوه های زیستی غلط والدین است. والدینی که برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید می‌کنند و یا از چیزی می‌ترسانند. مثلا مادر به کودک خود می‌گوید اگر شلوغی کنی می‌روم و دیگر بر نمی‌گردم. یا برای وادار کردن به او خوردن دارو او را از آمپول می‌ترساند. فشار روانی که به این طریق والدین به کودکان خود وارد می‌کنند ، می‌تواند به صورت ترس‌های مختلف خود را بروز دهد. در کودکان ناراحتی‌ها و اضطراب‌های روانی اغلب با مواردی از قبیل ترس و... مشخص می‌شوند.

از جمله عوامل دیگر شرایطی است که کودک در محیط پیرامون ممکن است با آنها مواجه شود، مثل دیدن تصادف دو اتومبیل و دزد و... همینطور است تماشای فیلم‌های ترسناک و وحشت انگیز که با تاثیری که روی قدرت تخیل کودک می‌گذارد موجب وسعت یافتن این صحنه‌ها و شاخ و برگ داده شدن آنها در ذهن کودک می‌شود و ترس و وحشت زیادی را در کودک ایجاد می کند.

 

ادامه دارد ...

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 515 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 دی 1390 و ساعت 0:48 توسط سنجاقک

این ۱۰ مهارت را به کودک بیاموزید

بهترین راه این است که خطراتی را که در کمین بچه‌هاست با زبانی قابل فهم برای آنها توضیح داد و بلافاصله روش‌های پیشگیری از این خطرات را هم به آنها آموزش داد و مهم تر از همه …

آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهم‌ترین کاری باشد که والدین برای فرزندان‌شان انجام می‌دهند؛ حتی مهم‌تر از فراهم کردن خورد و خوراک و پوشاک مناسب….

البته همین‌ مهم‌ترین وظیفه، سخت‌ترین هم هست؛ چون اگر قرار باشد همه خطرات پیرامون کودک را به او توضیح بدهید، این کار آثار روانی نامطلوبی به جا می‌گذارد. در واقع کودک دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد نخواهد داشت و یک احساس اضطراب و ترس همیشگی، با او همراه خواهد بود اما اگر از گفتن این خطرات صرف‌نظر کنید، باز هم این کارتان عواقب خاص خودش را خواهد داشت.

به گفته کارشناسان و روان شناسان ، در چنین مواردی باید خیلی حساب شده و منطقی با بچه‌ها صحبت کرد.. هیچ‌گاه نباید برای هوشیار کردن کودکان قصه‌های ترسناک برای آنها تعریف کرد چون این داستان‌ها بچه‌ها را در وحشت و اضطراب رها می‌کند و هیچ راه‌حلی به آنها یاد نمی‌دهد. در این خصوص می‌توان به ۱۰ مهارت مهمی که پدران و مادران وظیفه دارند به فرزند خود آموزش بدهند، اشاره کرد.

١.احساس امنیت

باید به فرزند خود بیاموزید که هر انسانی حق و حقوقی دارد؛ از جمله حق نفس کشیدن، حق زنده ماندن و بسیاری حقوق دیگر. کودک باید بداند که حق امن ماندن و امنیت داشتن جزو حقوق طبیعی اوست و دیگران وظیفه دارند این حق او را به رسمیت بشناسند و رعایت کنند.

٢.محافظت از بدن خود

کودک باید بداند که صاحب تمام بدن خود است و کسی حق ندارد بدون رضایت او و والدین‌اش، بدن وی را لمس کند.

٣.کمک گرفتن از دیگران در برابر باج‌گیرها

افرادی که از بچه‌ها باج‌گیری می‌کنند از لحاظ روانی افرادی ترسو هستند که در برابر جمع هراسان می‌شوند و پا به فرار می‌گذارند. باید به کودک خود آموزش دهید که در چنین مواردی از دوستان نزدیک خود کمک بگیرد و حتما مساله را با مسوولان مدرسه یا با پدر و مادر در میان بگذارد. البته حتما به کودک بگویید در مواردی که باج‌گیرها برای او تهدید جانی داشتند مقاومت نکند. گاهی بچه‌ها از ترس اینکه به خاطر از دست دادن وسایل‌شان توسط والدین خود تنبیه شوند، به هیچ عنوان تسلیم نمی‌شوند و این بسیار خطرناک است.

Shukhi.Com                      Shukhi.Com                                 Shukhi.Com       

٤.گفتن حقیقت

اگر با فرزند خود مرتب صحبت کنید و همیشه به او یادآور شوید که پشتیبان همیشگی او در زندگی هستید، کودک هم یاد می‌گیرد مشکلات و رازهای خود را با شما در میان بگذارد و از شما کمک بگیرد.

 

٥.مورد قبول قرارگرفتن

اگر فرزند شما مساله‌ای را که او را آزار می‌دهد یا باعث اضطراب او می‌شود برای شما تعریف کرد حتی اگر خیلی هم پیش‌پا افتاده بود هیچ‌گاه به او نخندید یا واکنشی نشان ندهید که او احساس حماقت کند چون این کار شما باعث می‌شود کودک کم‌کم مشکلات خود را بروز ندهد و اگر زمانی مورد آزار و اذیت واقعی هم قرار گرفت با شما مشورت نکند.

 

٦.راز دار نبودن

همیشه برنامه‌های تلویزیونی بچه‌ها یا حتی خود والدین، کودکان را به رازدار بودن تشویق می‌کنند و به کودکان می‌آموزند این رازداری باعث اعتماد دیگران به آنها می‌شود اما باید به فرزندان خود تاکید کنید که هیچ رازی نباید بین آنها و افراد بزرگ‌تر دور از چشم والدین وجود داشته باشد چون اکثر افرادی که کودک آزاری می‌کنند، به کودک می‌گویند بوسیدن یا تماس بدنی بین ما، رازی است که غیر از ما دو نفر کسی نباید آن را بفهمد.

٧.مهارت «نه» گفتن

برخی والدین به فرزندان خود می‌آموزندکه همیشه باید به حرف بزرگ‌ترها گوش کرد و همیشه حق با بزرگ‌ترهاست اما در واقع، این آموزش کاملا غلط است و کودک باید یاد بگیرد که گاهی هم به خواسته‌های دیگران «نه» بگوید چون در غیر این صورت کودک خود را تسلیم هر نوع خواسته‌ بیمارگونه و آزاردهنده‌ای خواهد کرد.

 

                                                                        

٨.مخالفت با تماس بدنی

هر کودکی باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را به زور ببوسد یا در آغوش بگیرد. باید به فرزند خود بیاموزیم که اگر فردی او را مجبور به انجام چنین کارهایی کرد، حتما به پدر و مادر یا بقیه اعضای خانواده اطلاع دهد.

 

٩.صحبت نکردن با غریبه‌ها

کودکان هیچ‌گاه نباید با افراد غریبه صبحت کنند یا هدیه‌ای از آنها دریافت کنند حتی یک شکلات یا آدامس. البته به کودک خود آموزش دهید که گاهی استثناهایی هم وجود دارد. مثلا اگر در خیابان گم شد، باید پیش  پلیس برود و از آنها کمک بخواهد.

 

١٠.قانون‌شکنی

به کودکان خود آموزش بدهید که در مواقع خطر اجازه دارند هر قانونی را زیر پا بگذارند. حتما به آنها بفهمانید که در شرایط بحرانی هر کاری برای نجات خود انجام دهند، با پشتیبانی کامل شما همراه است. مثلا می‌توانند فرار کنند، خیلی بلند فریاد بکشند، دروغ بگویند و …

                                      


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 636 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 17 دی 1390 و ساعت 6:38 توسط سنجاقک

آموزش توالت رفتن (٢)

 

آمادگی کودک

 


آمادگی کودک مهم‌ترین اصل شروع آموزش است. برای این‌که کودکی بتواند به تنهایی به دستشویی برود، رسیدن به مراحل رشد جسمی و روانی الزامی است. پیش از ۲ سالگی دستگاه عصبی کودک آن قدر کامل نیست که بتواند زمان توالت رفتن خود را کنترل کند. پس هرگز کودک‌تان را وادار به انجام کاری نكنيد که با آن احساس راحتی نمي‌كند. اجبار و عجله در آموزش می‌تواند نتایج عکس بدهد. هر بچه‌ای در یک مقطعی توانایی‌های جسمی و روانی لازم برای استفاده از لگن را کسب می‌کند و معمولا این توانایی‌ها بین ۱۸ تا ۲۴ ماهگی نمایان می‌شوند، اما هستند کودکانی که حتی تا ۴ سالگی اعلام آمادگی نمی‌کنند، پس جای نگرانی نیست. هر چه آموزش دیر‌تر شروع شود کودک آمادگی بیشتری دارد و بهتر با این مسئله کنار می‌آید. پس برای نتیجه بهتر پیش از هر تصمیمی ابتدا به دنبال نشانه‌ها و علائم اشتیاق برای کنار گذاشتن پوشک در کودک‌تان باشید. معمولا زمانی کودک آماده آموزش است که از خیس یا کثیف بودنش آگاه شود و بتواند به نوعی شما را خبردار کند.

 

 

p

 

 

ابرو اولین قدم  ابرو


محیط دستشویی را برای کوچولو‌ها جذاب کنید. بیشتر کودکان از دستشویی می‌ترسند، شما می‌توانید با چند راهکار ساده کودک را تشویق کنید و این ترس را از او بگیرید. ابتدا باید محیط توالت را برایش جذاب کنید و با گذاشتن چند عروسک کوچک یا عکس و پوستر در دستشویی او را تشویق کنید.قدم بعدی تهیه یک لگن زیبا و خوش آب و رنگ است که بتواند کودک را هنگامی که روی لگن می‌نشیند، سرگرم کند. ابتدا با لگن‌های کوچک آغاز کنید تا کودک به احساس آرامش و امنیت برسد و نشستن روی لگن را یاد بگیرد. بهتر است لگنی را انتخاب کنید که مانند صندلی دسته داشته باشد تا کودک هنگام نشستن و برخاستن احساس راحتی کند و از دسته‌ها کمک بگیرد. بعضی لگن‌ها در اطراف‌شان اسباب بازی‌های فکری یا موزیکال دارند که در این صورت کودک را بهتر و آسان‌تر جذب می‌کنند. آموزش باید ابتدا به صورت تئوری آغاز شود. از ۱۸ ماهگی لگنی برای کودک تهیه کرده و به صورت آرام و پیوسته کودک را با روش استفاده از آن آشنا کنید. ابتدا اجازه دهید کودک با پوشک روی لگن بنشیند تا به نشستن روی آن عادت کند و بفهمد درون آن سقوط نمي‌كند. بهتر است قبل از شروع آموزش کتاب‌هایی برای کودک تهیه کنید که با عکس و داستان در مورد استفاده از دستشویی توضیح میدهند .

                

متفکر آموزش به صورت منظم و روتین  متفکر

 


آموزش باید به صورت پیوسته و منظم باشد تا کودک سردرگم نشود. زمانی مشخص برای استفاده از لگن در نظر بگیرید. ابتدا کودک‌تان را روزی يك بار مثلا پس از صبحانه، قبل از حمام یا پس از صرف مایعات با پوشک روی لگن بنشانید تا احساس امنیت کرده و به این کار عادت کند. هنگامی که کودک به نشستن روی لگن در این زمان‌ها عادت کرد و آن را جزئی از کارهای روتین روزانه‌اش پذیرفت، اجازه دهید بدون پوشک روی لگن بنشیند و مدتی به این صورت لگن را امتحان و به این احساس جدید هم عادت کند. برایش توضیح دهید این‌‌ همان کاری است که مامان و بابا و بزرگتر‌ها انجام می‌دهند. اگر کودک‌تان چه با پوشک و چه بدون پوشک علاقه‌ای به نشستن روی لگن نشان نمی‌دهد او را مجبور به این کار نکنید. تشویق و صبر بخش عظیمی از این آموزش را در بر می‌گیرد. پس اگر کودک در لگن ادرار کرد یا روی لگن نشست او را با هیجان تشویق کنید. تشویق او را به استفاده از لگن مشتاق‌تر می‌کند و احساس خوبی به او دست می‌دهد.

 

سوال زمان مناسب  سوال


اگر احساس می‌کنید کودک برای کنار گذاشتن پوشک آمادگی لازم را دارد، باید آموزش را شروع کنید و برای اين كار زمان مناسبی را در نظر بگیرید. زمان مناسب یعنی کودک و مادر هر دو از نظر روحی در شرایط مساعدي باشند و آرامش کافی برای سر وکله زدن با یکدیگر را داشته باشند. اگر کودک دوره‌ای بحرانی مثل تغییر شرایط و محیط، وجود فرزندی جدید در خانواده، جدایی پدر و مادر یا به طور کلی شرایط سختی را پشت سر می‌گذارد، بهتر است آموزش را به وقت دیگری موکول کنید. آموزش استفاده از توالت و لگن روندي وقت‌گیر است و شما هم باید زمان لازم و کافی برای این کار در نظر بگیرید و در عين حال صبر و تحمل داشته باشید. اگر خودتان هم در حال پشت سر گذاشتن شرایط بحرانی هستيد یا فشار روانی ناشی از تعویض خانه، کار زیاد و خستگی ناشی از شیر گرفتن کودک و... را تحمل مي‌كنيد، بهتر است آموزش را متوقف کنید تا هم خودتان و هم فرزندتان آرامش و انرژی لازم را داشته باشید.

 

گریه                ساکت                        بامن حرف نزن                                     لبخند

 با رعایت تمام موارد، باز هم ممکن است کودک شما در مواردی کنترلش را از دست بدهد و خودش را خیس کند، عصبانی نشوید و هرگز او را تنبیه نکنید، در عوض با تشویق او را به استفاده از لگن ترغیب کنید. شرایط او را درک کنید. او تنها مدت کوتاهی است که استفاده از ماهیچه‌های بدنش را آموخته و کنترل دفع را به دست گرفته. کنار گذاشتن پوشک و آموختن استفاده از لگن فرآيندي زمان‌گیر است که صبر و حوصله زیادی می‌خواهد. برای جلوگیری از این اتفاقات ناگهانی لباس‌ها و شلوارهای گشاد تن کودک بکنید که درآوردن و پوشیدن‌شان راحت باشد. وقتی کودک‌تان به طور ناگهانی خودش را کثیف کرد، او را در دستشویی تمیز كرده و استفاده از لگن را یادآوری كنيد و از او بخواهید دفعه بعد به دستشویی برود.

 

                                                  


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 1203 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 دی 1390 و ساعت 16:34 توسط سنجاقک

 آموزش توالت رفتن

آموزش توالت رفتن یعنی آن که کودک طرز صحیح استفاده از توالت را بیاموزد،‌ نیاز به دستشویی رفتن را احساس کند، طرز صحیح دستشویی کردن، شستن و پاک کردن خودش و شستن دست‌ها و خشک کردن آن‌ها را بیاموزد.

 کـودکان معمولاً تا سن ۵ – ۴ سالگی در این مورد نیاز به کمک دارند. اکثر کودکان کنترل عضلانی برای تنظیم خود را بین سن ۱۸ ماهگی و ۳ سالگی به‌دست می‌آورند. ولی کودکانی که ناتوانی دارند نمی‌توانند تا سنین بالاتر این کنترل را به‌دست آورند. البته علاوه بر سن کودک، آمادگی او نیز برای این آموزش مهم است. مثلاً این که کودک باید بتواند بنشیند و بتواند حداقل برای ۵ دقیقه آرام بازی کند، قادر به همراهی و کمک کردن برای پوشیدن و درآوردن لباسش باشد، رفتارهای تقلیدی را نشان دهد، توانایی فهمیدن و دنبال کردن دستورات ساده را داشته باشد، در مرحله لجبازی و منفی‌گرایی نباشد، حرکات روده و فعالیت آن در زمان‌های خاصی از روز تنظیم شده باشد، توانایی این را داشته باشد که حداقل بتواند برای مدت سه ساعت خودش را خشک نگه دارد و یک نام و اسم برای ادرار و مدفوع داشته باشد

 زمانی که شروع به آموزش توالت رفتن می‌کنیم نباید کودک در وضعیت استرس‌آوری باشد. مثلاً زمان‌هایی مثل از شیرگیری کودک، تولد فرزند جدید و تغییرات منزل، زمان‌های مناسبی برای شروع این آموزش نیستند.

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

معمولاً از زمان شروع آموزش ۶ هفته طول می‌کشد تا کودک آن را بیاموزد.

 

قبل از آموزش این مراحل را در نظر بگیرید:

برای ادرار و مدفوع کودک نام بگذارید و زمانی که کودک این عمل را انجام داد تکرار کنید که تو ، جیش کردی … تو پی‌پی کردی و … 

 بغلپوشک و کهنه کودک را هرچه زودتر عوض کنید و او را تمیز کنید

    تشویقزمانی که کودک به طور کلامی یا با ژست خود نشان می‌دهد که دستشویی دارد او را تشویق کنید.

niniweblog.com

در مرحله آموزش نکات زیر را در نظر بگیرید:

لگن یا توالت کودک را به او معرفی کنید. آن را داخل حمام یا دستشویی بگذارید و به کودک بگویید آنجا دستشویی کند.

 


او را تشویق کنید که چندین بار در روز روی دستشویی یا لگن خود بنشیند، اوایل اجازه دهید که با لباس روی لگن بنشیند تا تجربه غیراسترس‌زای نشستن روی لگن با لباس را داشته باشد.
زمانی که کودک روی لگن خود نشست اجازه یک فعالیت جالب و خاص را به او بدهید (مثل این که عروسکی به دست او بدهید یا تخته و گچی که روی آن را خط خطی کند). کودک باید فقط زمــانی که روی لگن نشسته است حق استفاده از این فعالیت یا بازی خاص را داشته باشد. بدین وسیله شما کودک را برای استفاده از لگن و دستشویی تشویق می‌کنید. علاوه بر آن، بازی کردن، کودک را از حالت مقاومت خارج می کند و او را راحت و آرام می‌کند.

به تدریـج لباس کودک را در زمان نشستن روی لگن یا دستشویی کم کنید تا زمانی که کودک بدون شلوار و لباس زیر و پوشک راحت روی آن بنشیند.

برای ساعتی به کودک اجازه دهید بدون کهنه و پوشک باشد (حداقل ۳۰ دقیقه) اگر در این زمان کودک ادرار یا مدفوع کند به او توضیح می‌دهید که کجا حق دارد ادرار کند و کجا نمی‌تواند. لگن را به او نشان دهید و توضیح دهید که باید اینجا دستشویی کند.

زمانی که کودک روی لگن و دستشویی نشست و دفع ادرار یا مدفوع داشت او را تشویق کنید و به او بگویید که به طور مثال: تو پی‌پی کردی حالا باید تو را پاک کنم . اجازه دهید کودک سیفون را بکشد و تمیز کردن دستشویی را ببیند.

 

در مراحل بالاتر و پس از آن که کودک در مراحل قبل به موفقیت رسید او را به دستشویی ببرید، کمک کنید تا لباسش را درآورد، روی دستشویی بنشیند، سیفون را بکشد، خودش را پاک کند و دست‌هایـش را بشـوید و سپس آن‌ها را خشک کنید.


به تدریج نیاز کودک به کمک شما کمتر خواهد شد و خواهـد توانست به طور کامل آداب توالت رفتن را بیـامـوزد.

منبع: سایت روانیار – نویسنده مقاله دکتر فریبا عربگل – فوق تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان

 

niniweblog.comادامه دارد ...

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 525 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 26 آذر 1390 و ساعت 12:14 توسط سنجاقک

در بخش نخست، به چگونگي نگاه كودكان به مقوله مرگ و اينكه آنها نمي توانند مفهوم هميشگي بودن مرگ را درك كنند و در عوض آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مي گيرند، اشاره شد و همچنين نكته هايي براي ايجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پاياني، ساير نكات مهم در اين زمينه مورد بررسي قرار مي گيرد. از عبارت هايي كه به يك امر خوب اشاره مي كند، پرهيز كنيد. عبارت هاي معمول بزرگترها در مورد مرگ مثل: در آرامش استراحت كردن يا خواب ابدي يا رفتن به يك جاي دور براي خردسالان بسيار گيج كننده است. پس نگوييد كه پدر بزرگ خوابيده است يا به يك جاي دور رفته است . كودك ممكن است با اين توضيحات از رفتن به تختخواب نگران شود و فكر كند كه او هم ممكن است بخوابد و ديگر برنگردد يا اگر شما به خريد و كار برويد، فكر كند كه شما هم برنمي گرديد. مرگ را هر چه قابل لمس تر براي او توضيح بدهيد. مثلاً بگوييد: پدر بزرگ خيلي خيلي پير شده بود و بدنش قادر به كار كردن نبود. اگر پدر بزرگ قبل از مرگ مريض بوده است اطمينان حاصل كنيد كه كودك بفهمد مريض شدن مثل سرما خوردن معني مردن نمي دهد. به او توضيح بدهيد كه اين مريضي ها نمي تواند كسي را بكشد. در مورد كاربرد واژه هاي خداوند و بهشت با احتياط كامل رفتار كنيد. زيرا اين مفاهيم را براي يك كودك 10 ساله يا حتي كوچكتر به كار مي بريد و هدف شما اين است كه او را آرام كنيد پس مراقب باشيد او را بيشتر، گيج و مضطرب نكنيد.


براي مثال اگر بگوييد: مادر بزرگ الان خيلي خوشحال است چون توي بهشت است كودك فكر مي كند چطور وقتي مادر بزرگ واقعاً خوشحال است، همه كساني كه دور و بر من هستند، اين قدر ناراحتند؟ يا مثلاً اگر بگوييد كه عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پيش خودش برد. كودك فكر مي كند اگر خدا عمو را پيش خودش برده چون خوب بوده، پس ممكن است مامان، من يا هر كس خوب ديگري را نيز پيش خودش ببرد!! يا اگر من هم خيلي خوب باشم مي توانم بروم پيش خداوند و بابا بزرگ را ببينم يا اينكه سعي كنم بچه بدي باشم تا بتوانم بيشتر پيش بابا و مامان بمانم! بنابراين عبارتي به كار ببريد كه او را نگران تر نكند. مثلاً بگوييد: ما خيلي ناراحتيم كه بابا بزرگ ديگر پيش ما نيست و ما خيلي دلتنگ او مي شويم ولي خوب است كه بداني او الان پيش خداوند است.

Orkut Scraps - Angels

 منتظر واكنش هاي مختلفي از سوي كودك باشيد:

كودكان علاوه براحساس غم درباره مرگ، احساس گناه يا خشم نيز پيدا مي كنند. بخصوص اگر متوفي يك فرد نزديك خانواده باشد. مثلاً كودك ممكن است فكر كند خواهرش به خاطر حسادت هاي او مرده است يا چون او خواهرش را كتك مي زده و اذيت مي كرده، مرده است و از اين احساس به احساس گناه برسد. گاهي ممكن است كودك نسبت به متوفي خشمگين بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، يا حتي نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.

از سوي ديگر كودك ممكن است با بروز رفتاري كاملاً بي تفاوت شما را متعجب كند. مثلاً بگويد حالا كه بابا پيش ما نيست، من راحت تر مي توانم بازي كنم! از اينگونه عبارات تعجب نكنيد و آنها را به حساب ناتواني كودك از درك مفهوم پيچيده مرگ بگذاريد. كودكان نمي توانند آنطور كه بزرگترها معني و اثر مرگ را درك مي كنند، اين موضوع را درك كنند، بنابراين چنين كودكاني سنگدل و بي احساس نيستند. انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشيد، سؤالات تكراري در مورد مرگ و توضيح علائم غم و ناراحتي براي كودك، ممكن است مدت ها به طول بينجامد. حتي با بزرگتر شدن وي و رشد مهارت هاي شناختي او، سؤالات تازه تري مطرح مي شود. نگران نباشيد كه توضيحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكراري كودكان يك امر طبيعي است. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه با صبر هر چه تمامتر به آنها پاسخ دهيد.


به كودك كمك كنيد خاطرات خوب فرد فوت شده را به ياد بياورد. صحبت از شيريني با او بودن و اجازه تعريف از گذشته دادن به كودك خيلي آرامش مي دهد. كودكان به روش هاي قابل لمس براي سوگواري نيازمند هستند، بنابراين به جاي شركت در مراسم تدفين، كودك زير 10 سال مي تواند در خانه شمع روشن كند يا يك آواز براي فرد در گذشته بخواند، تصوير او را بكشد يا در مراسم ديگر سوگواري شركت داده شود. دادن يك وسيله از فرد فوت شده به كودك، براي ايجاد احساس آرامش در او بسيار مؤثر است؛ مثلاً مي توان يك گردنبند از مادر بزرگ را در اتاقش گذاشت.

 

گاهي اوقات مادر به علت سقط جنين دچار سوگ مي شود. در اين موارد كودك نيز نگران مادر مي شود حتي بدون اينكه بداند حاملگي و تولد چه معني مي دهد. او ممكن است احساس گناه كند و يا به سوگ از دست رفتن نقش خواهر يا برادر خودش بنشيند كه شما از قبل به او وعده داده بوديد. در اين مواقع كودك احتياج دارد مطمئن شود اينگونه مرگ و مير خيلي نادر است، بخصوص اگر شما قصد بارداري ديگري داريد. به كودك بايد توضيح داد: بچه فوت شده به اندازه كافي بزرگ نشده بود كه بتواند به دنيا بيايد و بيرون از شكم مامان زندگي كند . به كودك خود اجازه بدهيد با كشيدن يك نقاشي يا درست كردن يك كاردستي در اين باره سوگواري خود را نشان بدهد.


در مواقعي كه از تلويزيون يك حادثه را مشاهده مي كنيد، كودك شما اضطراب و نگراني شما را درك مي كند. بنابراين به او بگوييد: از اينكه مردم ناراحت شده اند و با سختي روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولي در كنار تو خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد. سعي كنيد كه كودك هر چه زودتر به زندگي هميشگي و روزمره اش برگردد، فعاليت ها و برنامه هاي هميشگي به كودك كمك مي كند كه زودتر احساس امنيت و آرامش كند. در شرايط دشواري كه خود شما از يك غم بزرگ در رنج هستيد، انتظار رفتار كامل و بدون اشكال از خود نداشته باشيد. در اين مواقع ممكن است شما جلوي كودك گريه كنيد يا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشيد كه اينها همه طبيعي است، بنابراين از دوستان و اقوام كمك بخواهيد و به ياد داشته باشيد هرچه شما به خودتان بيشتر كمك كنيد تا با مسأله سوگ كنار بياييد، به كودكتان نيز بيشتر مي توانيد ياري برسانيـد.

انجمن روانپزشکـی کـودک و نـوجوان ایــران

 ودر آخر امیدوارم هیچ موقع در چنین موقعیت هایی قرار نگیرید


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 621 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 آذر 1390 و ساعت 9:48 توسط سنجاقک

توضيح مرگ به كودكان

توضيح مرگ به كودكان يكي از سخت ترين كارها براي اولياست، بخصوص هنگامي كه خود آنها با غم مرگ عزيزي دست به گريبان هستند. اما مرگ يك بخش غيرقابل انكار از زندگي است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، از خردسالي، كودكان نسبت به آن كنجكاو مي شوند و به فهميدن و پرسيدن درباره روشهايي كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبيعي نشان بدهد، علاقه مند هستند. شايد باعث تعجب باشد كه بدانيد حتي كودكان كم سن و سال هم از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هايشان يا برنامه هاي تلويزيون از مرگ مي شنوند، يا در اطراف خود حيوانات خانگي يا خياباني مرده را مي بينند. علي رغم اين موارد، هيچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمي دانند. آنها نمي توانند مفهوم هميشگي بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مي گيرند. آنها تصور مي كنند كه اجساد هنوز مي خورند و مي خوابند و كارهاي هميشگي خود را انجام مي دهند، فقط با اين فرق كه اين كارها را يا در آسمانها و يا در زير خاك انجام مي دهند. حتي وقتي يكي از اوليا يا خواهران و برادران كودك در گذشته است او نمي تواند اين اتفاق را براي آنها در نظر بگيرد.


واكنش كودكان نسبت به مـــرگ
اصلاً تعجب نكنيد اگر كودك در آموزش مهارت توالت رفتن پسرفت كند يا نخواهد به مهد كودك هميشگي اش برود، چرا كه كودك در جست وجوي علت پريشاني و غمگيني بزرگترها است و مي خواهد بداند چرا برنامه روزمره اش تغيير كرده است. او با خودش فكر مي كند چرا به ناگهان جهان اطرافش اين همه نگران كننده شده است. از سوي ديگر، ممكن است كودكي هم باشد كه اصلاً واكنشي به مرگ نشان ندهد يا گاه گاهي در بين شادي و خوشحالي هاي كودكانه اش به ياد آن بيفتد كه اين هم كاملاً طبيعي است و دليل سنگدلي كودك نيست. اصولاً كودكان اين مفهوم را كم كم و به آهستگي درك مي كنند و نبايد انتظار داشت كه همه موضوع را در يك لحظه يا يك روز بفهمند و حتي بسياري از آنها تا وقتي كه كاملاً احساس امنيت نكنند، به احساس غم خود اجازه ظهور نمي دهند، يعني فرايندي كه ممكن است ماهها تا سالها به طول بينجامد، بخصوص اگر مرگ عزيزي را شاهد بوده باشند. بعضي از كودكان رفتارهايي انجام مي دهند كه به نظر عجيب مي رسد؛ مثل بازيهاي تشييع جنازه يا اداي مردن كسي را درآوردن. اين هم امري طبيعي است، حتي اگر به نظر بزرگترها غير معقول باشد. بنابراين اين روش ابراز احساسات در مورد مرگ را نبايد از كودك گرفت.


احساسات خود را در مورد مــــرگ توضيح بدهيد
سوگواري يك واكنش بسيار مهم براي التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگواري شديد، وحشت زده كرد ولي از طرفي هم نبايد مسأله را بي اهميت جلوه داد. به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسي ناراحت هستيم. در غير اين صورت كودك كنجكاوانه تغييرات خلقي شما را درك مي كند و بخصوص وقتي حس كند مسأله اي وجود دارد ولي شما سعي در مخفي كردن آن داريد، نگران تر مي شود.


به سؤالات كـــودك پاسخ دهيد
كنجكاوي كودكان درباره مرگ يك امر عادي است و نبايد از سؤالات آنها فرار كرد بلكه بهتر است از فرصت پيش آمده استفاده كرد و به كودك كمك كنيم تا بتواند با مسأله از دست دادن ديگران روبرو بشود.

جوابهاي آسان و كوتاه بدهيد. كودكان قدرت درك اطلاعات پيچيده و سنگين را ندارند.
بنابراين سعي كنيد براي توضيح مرگ وارد جزئيات و بحثهاي پيچيده آن نشويد. آنچه براي كودكان درك بهتري دارد، توضيح مرگ به عنوان توقف تمام كارهاي جسماني است. مثلاً به او گفته شود مردن اين گربه يعني اينكه او ديگر راه نمي رود يا غذا نمي خورد و چيزي را نمي بيند و هيچ دردي را احساس نمي كند و جسم آن ديگر كار نمي كند. كودكان نياز دارند در مورد خودشان اطلاعاتي داشته باشند. ممكن است بپرسند كه من كي مي ميرم؟ كه در جواب بهتر است گفته شود هيچ كس نمي داند كه چه وقت مي ميرد، ولي بيشتر ما زمان خيلي خيلي زيادي زندگي مي كنيم. من مطمئنم كه تو تا وقتي كه خيلي پير بشوي، زندگي مي كني. يا ممكن است كودك بپرسد: مامان، تو كي مي ميري؟ اين سؤال معمولاً براي اوليا خيلي تكان دهنده است. عملاً منظور كودك از اين نوع سؤال اين است كه آيا تو از من مراقبت مي كني و يا چه كسي بعد از اين از من مراقبت مي كند، بنابراين بهتر است به كودك گفته شود مامان قوي و سالم است و وقت زيادي پيش تو خواهد ماند. حتي به كودكان زير 10 سال توصيه مي شود اوليا بگويند: مامان نمي ميرد، بابا نمي ميرد . بنابراين اگر اينگونه جواب بدهيم كه فرزند عزيزم همه ما يك روزي مي ميريم، براي كودك مانند اين است كه بگوييم ما همين امروز مي ميريم.

 انجمن روانپزشکـی کـودک و نـوجوان ایــران

این مطلب ادامه دارد...


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 578 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 22 مهر 1390 و ساعت 23:48 توسط سنجاقک
صفحه قبل 1 صفحه بعد

mouse code|mouse code

كد ماوس