سنجاقک
به آنها که نگران آینده فرزند خویش ونیز امیدوار به فردایی سرشار از بهروزی و پویایی برای او هستند
اهمیت بازی های وانمودی

  خردسالان از راه خیال پردازی و عمل کردن یاد می گیرند. آیا تا کنون دیده اید که فرزند تان یک سنگ را بردارد و با آن همانند یک ماشین  بازی کند، یا با جنباندن لگویی،  آن را یک آدم یا خرگوش فرض کند ؟

در این هنگام فرزند شما با حرکت، چیزی را به جای چیز دیگری وانمود می کند. اما روند وانمود سازی به همین سادگی که دیده می شود، نیست. فرآیند وانمود سازی سبب پرورش بسیاری از زمینه های بنیادی رشد کودک می شود.
 بیشترکلاس های کودکستان ها و مهد کودک ها سالن نمایش مجهزی دارند. اختصاص جایی به نمایش برای کودکان، کاری هدفمند است. پژوهش ها نشان داده اند که بازی های وانمودی برای آن ها، امکان زندگی در دنیایی کوچک، با همان ویژگی های دنیای واقعی را فراهم می آورد و آن ها را به کاربرد مهارت هایی که آموخته اند، تشویق می کند. این امکان، همچنین زمینه را برای به کار بردن مهارت های شان در فعالیت های معنادار زندگی آماده می سازد.
برخی کارشناسان براین باورند که این فرآیند کاربردی، نه تنها در پیشرفت یک مهارت، بلکه در چگونگی بکارگیری آن در زندگی هم به کودک کمک می کند.

  •  بازی های وانمودی به کسب مهارت های اجتماعی و عاطفی کمک می کنند

هنگامی که کودک شما در حال بازی وانمودی  است، به شکل فعال نقش های عاطفی و اجتماعی زندگی را تجربه می کند. او با بازی های جمعی می آموزد که چگونه نوبت را رعایت کند، چگونه به ترتیب، مسئولیت ها را تقسیم کند و خلاقانه به حل مشکل بپردازد. هنگامی که کودک شما شخصیت های مختلفی را وانمود سازی می کند، درحال  تجربه کردن "راه رفتن با کفش های دیگری است". با کفش های دیگران راه رفتن" به دستیابی او به مهارت های مهم اخلاقی و همدلی یاری می رساند. برای خردسالان طبیعی است که دنیا را از دید خود و با محوریت خود ببیند. آن ها با کمک بازی های جمعی، کم کم احساسات دیگران را درک می کنند. وقتی کودک پی می برد که با وانمودسازی می تواند خود را به جای هر کس و هر چیزی بگذارد، اعتماد به نفس  پیدا می کند!

  • کودکان در سال های نخستین زندگی، تنها در حال درک کردن تفاوت میان واقعیت و تخیل هستند

بازی های خیالی و بازی کردن نقش شخصیت های آشنا (مانند اعضای خانواده) و شخصیت های افسانه ای یا ساختگی، سبب درونی شدن تفاوت مهم میان واقعیت و خیال در کودک می شود. برای نمونه، کودک شما می تواند تفاوت بین مادر واقعی اش و مادری که بعضی وقت ها در بازی های کودکانه نقش او را بازی می کند، دریابد و این تجربه و دانش را در موقعیت های دیگر  نیز به کار برد.

  • بازی های وانمودی مهارت زبانی را پرورش می دهند

آیا تاکنون هنگامی که  کودک تان سرگرم بازی تخیلی یا بازی با اسباب بازی ها یا دوستانش است، به رفتار اوتوجه کرده اید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، شاید بعضی واژگان یا عبارت هایی شنیده اید که هرگز فکر نمی کردید او آن هارا بلد بوده است. اغلب در بازی کودکان، واژگانی را که خودما به کار می بریم، از آن ها می شنویم. کودکان از پدر، مادر، و آموزگارشان  کاملا تقلید می کنند. بازی وانمودی به کودک شما کمک می کند تا قدرت زبان را در یابد.  افزون بر این، کودکان با بازی وانمودی با دیگران، یاد می گیرند که می توانند از واژه ها همچون ابزاری برای بازسازی یک داستان یا سازمان دهی یک نمایش بهره بگیرند. این فرآیند به کودک تان امکان می دهد میان زبان نوشتاری و گفتاری ارتباط برقرار کند و به مهارتی  دست یابد که بعدها به او کمک خواهد کرد خواندن را یاد بگیرد.
کودکان همچنین در هنگام بازی های وانمودی، واژه نامه ی خود را می سازند. هنگامی که مشغول بازی وانمودی هستند، شما و آموزگارش می توانید آن ها را با واژه های مربوط به یک موضوع ویژه آشنا کنید. برای نمونه، اگر کودک تان دوست دارد با دایناسورهای اسباب بازی، بازی کند، شما با اشاره به نام دایناسورهای گوناگون، به او کمک خواهید کرد به سرعت نام های بلند آن ها را یاد بگیرد.
بیشتر کودکان دوست دارند وانمود کنند کارهایی را که شما در خانه انجام می دهید، آن ها هم انجام می دهند. سعی کنید همیشه مجموعه ای ازنشریه ها، کتاب ها، کاغذ و مدادهایی برای بازی های نمایشی در خانه در دسترس داشته باشد.
به این ترتیب، کودک شما از مهارت های پیش نوشتاری و پیش خوانی برای تقلید موقعیت های واقعی در زندگی اش استفاده خواهد کرد. او می تواند برای عروسک ها و اسباب بازی هایش بخواند، نامه بنویسد، فهرست تهیه کند و حتی وانمود کند با تلفن اسباب بازی، پیام تلفنی می گیرد.

 

                 

  • بازی های وانمودی در کودک مهارت تفکرایجاد می کنند

بازی های وانمودی، مسئله های فراوان پیش روی کودکان می گذارند. هنگامی که  دو کودک می خواهند نقش یکسانی بازی کنند یا مواد مناسبی برای ساختن یک سقف برای خانه ی عروسکی بیابند، مهارت های تفکر شناختی ارزشمندی  را فرا می گیرند که در زندگی حال و آینده از آن ها استفاده خواهند کرد.
آیا کودک تان گاهی ازبازی های خشن لذت می برد؟ فوق العاده است! برخی پژوهشگران که در زمینه ی رشد مغزی در سال های اولیه ی رشد پژوهش می کنند، به تازگی به این نتیجه رسیده اند که این گونه بازی ها در رشد بخشی از مغز که کنترل رفتار را بر عهده دارد، موثرند. بنابراین، به جای نگرانی از اینکه این بازی ها کودک شما را به خشونت تشویق می کنند، مطمئن شوید که در وضعیت  کنترل شده و امن، بازی خشن می تواند به کودک شما کمک کند تا مهارت های مورد نیاز کنترل برخود را برای اینکه بداند چگونه و چه زمانی این گونه بازی مناسب است، فرا بگیرد.
بازی های وانمودی، تفکر انتزاعی را تقویت می کنند، توانایی استفاده از ابزاری مانند بلوک های ساختمان سازی به عنوان نشانه ی  چیزی ( مانند تلفن) سطح بالایی از مهارت تفکر  به شمار می رود و در نهایت کودک شما را قادر خواهد ساخت تشخیص دهد که  اعداد ،بیانگر اندازه و مقدار،و ترکیبی  ازحروف ،نشانگر واژه هایی هستندکه به زبان می آورد، می شنود و می خواند.

rainbow dots divider

 

  • پرورش تخیل

آیا کودک شما درگیر بازی های وانمودی می شود؟ برای ساختن دنیا ی فانتزی کودک خود، در یک جعبه یا گوشه ای از اتاق، چیزهایی را که کودک تان را به بازی های وانمودی بر می انگیزانند، قرار دهید. این جعبه یا گوشه ی اتاق ممکن است دارای:

  • سبد پلاستیکی بزرگ،جعبه ی مقوایی، جعبه ی خالی یا بزرگ برای ساختن خانه
  • لباس های کهنه ،کفش، کوله پشتی و کلاه
  • تلفن قدیمی،دفترچه تلفن های قدیمی و مجله های کهنه
  • ظرف  های آشپزی،ظرف های پلاستیکی غذا ،گل مصنوعی و دستمال سفره
  • حیوانات پارچه ای و عروسک هایی در اندازه های مختلف
  • تکه پارچه ،پتو ،ورقه های کهنه برای ساختن لباس یا قلعه
  • چیزهای مناسب برای  یک بازی وانمودی ویژه همچون "رفتن به سفر" ، از جمله کارت پستال، بلیت های استفاده شده ی هواپیما ،سکه های  خارجی ،عکس هایی برای تعطیلات
  • نوشت افزار برای نوشتن پیام های تلفنی، نوشتن یادداشت ها لیست خرید و... باشند.
  •  

cute divider

 

 

منبع:

http://www.scholastic.com


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 852 مرتبه
نوشته شده در تاريخ جمعه 18 فروردين 1391 و ساعت 16:59 توسط سنجاقک

سال ومال وحال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام

سال خرم ،فال نیکو،مال وافر ، حال خوش

اصل ثابت نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام

 

سال نو مبارک

 

دوستان عزیزم سال نو همگی مبارک

 

 

 


موضوع : تبریک | بازدید : 877 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 12 فروردين 1391 و ساعت 1:25 توسط سنجاقک

باز باران♥

        امروز در دیار ما خدا داره دعاهامون اجابت میکنه جای همه شما خالی

وقتی باران میبارد احساس میکنم ادما مهربونتر میشن و بیشتر به فکر هم دیگه هستن ...

وقتی باران می بارد همیشه به یاد  کسایی می افتم که سر پناهی ندارن اینطور

وقتا نمیدونم از باریدن باران خوشحال باشم یا ...♥        

♥           ♥

وقتی باران می بارد منم چشمهام بارونی میشه نمیدونم از خوشحالی یا دلتنگی

ولی اینو خوب میدونم که با طبیعت ،با ؛باران رابطه احساسی دارم

      ♥       ♥        

   ♥   ♥                            ♥                         

وقتی باران می بارد من به یاد پدرم میافتم که مرا با دستان بزرگ و بارانی اش

 نوازش میکرد             ♥                                     ♥                 ♥                    ♥

 وقتی باران می بارد من به یاد برادرانم میافتم که روزهای بارانی کنار بخاری با هم

کتاب میخواندیم ...       ♥                 ♥                    ♥

      

 

وقتی باران می بارد من به یاد سهراب می افتم

 " چترهارا باید بست 

                                                 زیر باران باید رفت "

چقدر باران مهربان است ، انگار خاطرات دور بر من  میبارد ♥           

بارانی باشید ..

 

 باز باران

 

 

باران که می بارد دلم مثل دل کبوتر ها پرمی کشد.می خواهم بروم تا آخر

کودکی هاتا همان کوچه های قدیمی وصمیمی

  ♥         ♥           ♥    ♥         ♥           ♥  

.می خواهم بروم زیر همان ناودان هایی که

 موقع باریدن باران پر از آواز می شدند،بایستم و قلبم  را خیس ترانه کنم

.باران که می بارد دلم بهانه ی کودکی ها را می گیرد.  

  ♥         ♥           ♥  

   ♥         ♥           ♥                          

می خواهم دوباره همان چکمه های قرمز رنگ کودکی هایم را بپوشم

وزیر باران توی کوچه ها بدوم. هی جیغ بکشم .فریاد بزنم

.شعر باز باران را بخوانم

ودهانم را آنقدر زیر باران باز نگه دارم تا سردی قطره هایش راروی زبانم احساس

کنم می خواهم آنقدر

توی کوچه ها بدوم تا خاک باران خورده ،یک بار دیگر به لباس های کودکی ام رنگ

 

شادی بدهد.                  
♥         ♥           ♥                  ♥         ♥           ♥                ♥         ♥           ♥

باران که می بارد هی نفس تازه می کنم و دیوارها را بو می کنم.

دنبال بوی گاهگل تازه می گردم

همان عطر دل انگیزی که از خیس شدن تن دیوارهای کهنه

 به مشام می رسید.

آن وقت کوچه را تا انتها نگاه می کنم.انگار منتظرم تا مادربزرگ با همان چادر

گلدارش از راه برسد مرا صدا بزند ودستهایم را پر از نقل های سفید وشیرین کند.

مادر بزرگی که سالهاست قصه هایش را توی باران جا گذاشته

وخودش به میهمانی ابرها رفته. است

.       ♥         ♥           ♥         ♥         ♥           ♥

باران هنوز هم که هنوز است مرا با خودش می برد به دلتنگی ها.

به لحظه های مهربانی.به روزهای خوب زندگی

.باران برای من شعردوباره روییدن است وقصه ی

فصل های قد کشیدن.♥         ♥           ♥     

    ♥         ♥           ♥

فاطمه احمد زاده

 


موضوع : متفرقه | بازدید : 1396 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 بهمن 1390 و ساعت 10:49 توسط سنجاقک

انتخاب با شماست ♥ ♥ ♥

  روز ۲۵ بهمن روز  ولنتین یا به عبارتی والنتاین( Valentine)هست و ۴ روز بعد

 (۲۹ بهمن)

 از آن روز عشق ورزی ایرانیان می باشد که قدمتی بس طولانی دارد . انتخاب با

شماست که کدامیک را انتخاب کنید ! شاید هم هر دو !

 

 

در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم .

 

. کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق.

 

blog

 کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از 3 قرن پس از میلاد- که

از 20 قرن پیش از میلاد- روزی موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است

بدانید که این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۴ روز

پس از ولنتاین فرنگی! این روز سپندارمذگان یا اسفندارمذگان نام داشته است. فلسفه

بزرگداشت این روز به عنوان “روز عشق” به این صورت بوده است که در ایران باستان

هر ماه را 30 روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از

روزهای ماه نیز یک نام داشتند. روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندارمذ لقب ملی

زمین یعنی گستراننده، مقدس و فروتن است. زمین نماد عشق است چون با فروتنی،

تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه

را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان

اسپندارمذگان را به عنوان نماد عشق می پنداشتند.

 

      در باور ایرانى

مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است،

در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى

و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این

 دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى

گیتی را هم به ایستایى مى کشانند.

اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همه زنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

 

 

پنجمین روز ماه و آخرین ماه سال موسوم به سپنتا آرمیتی (سپندارمذ) است.

روز سپنتا آرمیتی (سپندارمذ) در اسفند ماه روز زن – مادر است.

در این روز جشن می‌گرفتند و زنان از شوهرانشان هدیه دریافت می‌کردند،

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش

است. جشن سپندارمذگان یا اسفندگان، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده

و این روز به نام «مرد‌گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران»

(هدیه گرفتن از مردان)

نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است 

ali-mahsa      ali-mahsa        ali-mahsa

این جشن نشان

 از ارزش و جایگاه زن در فرهنگ كهن ایران است.

 كوتاه سخن این جشن دیدگاه روشن ایرانیان باستان به زن

در زمانی است كه او در جهان از جایگاهی برخوردار نبود

و به او تنها همچو كنیز نگاه می كردند.

این گونه بود که گروه مردمانی توانستند سده های دراز،

جهان را شیفته و گیرای فرهنگ فرهیخته و زیبای خود کنند.

hearts

 

 

 


موضوع : متفرقه | بازدید : 853 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 بهمن 1390 و ساعت 16:35 توسط سنجاقک

فرزندم ,من چند سال از تو بزرگترم ...

فقط همین .

معنی اش این نیست که عاقلترم ...

معنی اش این است که بیشتر سختی کشیده ام .

فرزندم , من چند سال از تو بزرگترم ...

فقط همین .

   

                    فرزندم , من در جاده های بیشتری قدم گذاشته ام ...

                                 فقط همین .

                  از دویدن خسته شده ام در حالی که تو تازه خزیدن را یاد می گیری .

                  به سمت جایی می روی ...

                   که من آنجا بوده ام ... ومیدانم در آنجا خبری نیست.

                  فرزندم ,من چند سال بیشتر از تو تجربه دارم ...

                               فقط همین .

                                    شل سیلور استاین

 

                                                               


موضوع : متفرقه | بازدید : 665 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 بهمن 1390 و ساعت 5:14 توسط سنجاقک

ترس از شب

 ممكن است كودك شما مثل بسیاری از بچه های دیگر شب ها احساس ترس و اضطراب كند؛ این ترس به سن او و مرحله رشد احساسی و جسمی او بستگی دارد و همین طور هم كه بزرگتر می شود با انواع مختلفی از تنشها مواجه می گردد.

او باید یاد بگیرد وقتی كه او را با پرستار و یا در مهدكودك و یا مكان بازی تنها می گذارید صبور باشد و بپذیرد كه شب ها جدا از شما بخوابد .

 همچنین باید بیاموزد كه رفتار خود و همین طور ادرار و مدفوع و احساسات خشم و حسادت و تهاجم را كنترل كند.

كودك درباره موضوعاتی از قبیل مرگ ، خدا ، بهشت و جهنم تفكر می كند و دچار ترس و نگرانی می شود. به زودی در می یابد كه والدین برای او آرزوهایی دارند و می ترسد كه از عهده آنها بر نیاید .

 

 

كودك نگران:

كودك در هر مرحله از رشد كه باشد ، حوادث خاصی ممكن است در او ایجاد نگرانی بكند ، به عنوان مثال وقتی او بازی های گروهی و یا رفتن به مهدكودك را آغاز كند برای مدتی ممكن است جدایی از والدین او را نگران كند.

 ممكن است برای ترك ما در طول روز و شب و یا برای رفتن به رختخواب به طور جداگانه از خود تمایلی نشان ندهد و اگر شما بیمار  شوید احساس تقصیر كندو فكر كند كه كلمات پرخاشگرانه او این بیماری را در شما ایجاد كرده است.

زمانی كه می خواهیم به كودك دستشویی رفتن را یاد بدهیم دوره دیگری از نگرانی را در او مشاهده می كنیم.او دائماً می ترسد كه مبادا نتواند خود را كنترل كند . حتی گاهی اوقات هول شده و شلوارش را خیس می كند و چون دوست دارد كه شما را هم خوشحال كند می ترسد كه شاهد ناراحتی و نارضایتی شما باشد .

 دربسیاری از بچه های نوپا این هیجانات در شب اوج می گیرد و رفتن به سوی رختخواب به معنای كنترل هیجانات است .

 دیدن فیلم یا برنامه وحشتناك برای بچه های بزرگتر زنگ خطر است . كودك 5-6 ساله ممكن است از دیدن صحنه بچه دزدی و یا پرخاشگری كودك در مقابل والدین به شدت آشفته شود .

چنین صحنه هایی برای كودك كاملاً واقعی به نظر می آید .

همه كودكان تخیلات پرخاشگرانه دارند و تا حدودی نسبت به آن احساس گناه می كنند . مواردی از قبیل بیماری،اختلافات خانوادگی ، جدائی، طلاق ،‌ اعتیاد و مرگ و میر باعث ایجاد تشویش ، نگرانی ، احساس گناه و ترس در هر سنی از زندگی كودك می شوند .

 در شب كودك از كنترل دنیای پیرامونش مأیوس می شود، زیرا نمی تواند به طور مداوم محیط اطراف و تخیلات ناشی از احساسات خود را كنترل كند و همین وضعیت باعث بروز ترس در او می شود .

 جوانان هم به خاطر این كه تغییرات احساسی و جسمی سریع و دوران بلوغ را پشت سر گذاشته و از كودكی به بزرگسالی می رسند، نگرانی های اساسی را متحمل می شوند.آنها به آینده،امتحانات ،‌ شغل ، پول می اندیشند و با فشارها و تمایلات شخصی زیادی مواجه و گاهی ناگزیر می شوند با معیارهای خانوادگی در برخوردهای اخلاقی مخالفت كنند و ممكن است نظامهای ارزشی جدید را پایه گذاری كرده و ارزش های قدیمی را كنار بگذارند و تصور كنند كه والدین آنها دیگر تكیه گاه مناسبی نیستند،و یا به طور كل حمایت والدین خود را رد كنند .

 در طول روز راحت تر می توان نگرانی راتحت كنترل درآورد؛ اكثر بچه ها در طول روز سرگرم هستند و فرصتی ندارند تا به مشكلاتشان فكر كنند . اما در تاریكی شب كه به رختخواب می روند و چراغ را خاموش می كنند كاری جز فكر كردن ندارند و در تخیلات خود فرو می روند و همین كه خواب آلوده می شوند توانایی خود را برای برخی افكار از دست می دهند و كنترل چندانی روی احساسات،تمایلات شدید و ترس های خود ندارند و در این موقع احساسات و یا حتی اعمالشان خیلی بچگانه می شود.

در این وضعیت نامناسب،كودك ٤-٥ساله همان اطمینانی را نیاز دارد كه احتمالاً كودكان 2-3 ساله در طول روز به آن نیازمند هستند. كودك 4-5 ساله ای كه در روز بدون هیچ گونه مشكلی شما را رها كرده و به مهد كودك می رود،ممكن است در شب برای رفتن به رختخواب مشكلات بسیاری را به وجود آورد .

 سرزنش كردن و اظهار این مطلب كه او مثل بچه های كوچك رفتار می كند هیچ فایده ای ندارد . بهتر است بفهمید كه چرا او احساس ناامنی می كند.حتی كودكی كه در طول روز به خوبی از خود مراقبت می كند و از اعتماد به نفس خوبی برخوردار است ممكن است در شب وقتی سیل افكار به او هجوم میآورد این اطمینان را ازدست بدهد .

 در چنین موقعیتی او به شما نیاز دارد تا بیشتر مراقبش باشید . بسیاری از خانواده ها مشاجرات زمان خواب را تجربه كرده اند . بچه ها برای فرار از خواب درخواست های متفاوتی از قبیل شنیدن داستان ، تماشای تلویزیون و بازی دارند . برخی كودكان به هنگام خواب با برادران و خواهران خود نزاع می كنند؛گاهی اوقات در رختخواب آرام و قرار ندارندوبرای فرار از افكار نگران كننده مرتب تكان می خورند .

اگر كودك شما به دلیل ترس و نگرانی برای خوابیدن با مشكل مواجه است ،در طول روز با او بیشتر صحبت كنید وبه او اطمینان بدهید كه او را حمایت می كنید.با این حال لزومی ندارد تغییرات اساسی در برنامه خواب به وجود آورید؛برای دقایقی او را ماساژ دهید و یا مدتی بیشتر از سایر اوقات پیش او بنشینید ، اما برنامه و روال روزمره او را تا جایی كه امكان دارد ثابت نگه دارید .

 

 

 ادامه دارد ...

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 1155 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 بهمن 1390 و ساعت 12:14 توسط سنجاقک

چگونگی برخورد با ترس در كودكان

 روانشناسان برای کاهش ترس های کودکان راه های زیادی پیشنهاد می کنند. پذیرش ترس کودک، درک کردن، احترام گذاشتن و تقویت اعتماد به نفس کودک از جمله راهکارهایی است که در برطرف کردن ترس کودکان از سوی والدین تاثیر گذار خواهد بود. پذیرش احساس ترس کودک و طبیعی شمردن آن موجب می شود که کودک خود را ضعیف، کم عقل یا بی لیاقت به حساب نیاورد.

*هرگز احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ گاه به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل نمی كند.

 * از او بخواهید علت ترسش را بگوید و درباره آن با او صحبت كنید، این راه در صورتی كه ترس كودك ناشی از وقوع یك اتفاق تحریك كننده باشد، بسیار مفید است.

 * بیش از حد لزوم از او مواظبت نكنید و اجازه بدهید او خودش از چیزهایی كه می ترسد دوری كند و كودك را هیچ وقت به انجام دادن كارهایی كه از آن واهمه دارد وادار نكنید.

 * بیش از حد عكس العمل نشان ندهید زیرا توجه زیاد شما باعث تقویت ترس در كودك می شود.

 * به كودك دلداری دهید تا یاد بگیرد بر ترسش مسلط گردد. برای مثال اگر او از رفتن به یك مدرسه جدید می ترسد، باید با او همدردی كنید و برایش توضیح دهید. به عنوان مثال بگویید «من می دانم كه از رفتن به این مدرسه هراس داری و شاید از این كه دوستان جدیدی پیدا می كنی نگران هستی؛ ولی من فكر می كنم در آن لحظه احساس خیلی بهتری خواهی داشت.»

 

*با او در مورد چیزهایی كه او را می ترساند گفت وگو كنید. به او یادآوری كنید كه قبلاً هم دوستان جدید زیادی پیدا كرده بود و او را تشویق كنید كه به مدرسه برود. راه حل مفید دیگر این است كه شما برایش نقش بازی كنید كه چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفی كند.

*یادش بیاورید كه قبلاً هم در یك زمانی از چیزی می ترسیده و بعد از مدتی ترسش ریخته و دیگر از آن نمی ترسد.

 * به او قوت قلب بدهید و به او كمك كنید تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در یك دوره طولانی، صلاح نیست دائم به او یاد بدهید كه از هر چیزی كه می ترسد دوری كند.

 *سرانجام اگر ترس تبدیل به یك بیماری شود و به هیچ طریقی نتوان ترس را از بین برد مخصوصاً اگر در رشد و فعالیت های روزمره كودك تأثیر بگذارد، می بایست جهت درمان به یك روان پزشك كودك مراجعه كنید

 

 

چه نوع ترس‌ها به توجه و درمان نیاز دارند؟

در وهله اول باید به سن کودک توجه داشت. برخی از ترس‌ها در سنین خاصی طبیعی‌تر هستند. بنابراین اگر چنین ترس‌هایی بیش از دو سال دوام داشته باشند حتما به توجه و درمان نیاز دارند. اصولا یک ترس عادی نباید چنین مدت زمانی طول بکشد و گاه بدون نیاز به مداخلات درمانی به تدریج کاهش پیدا کرده و بالاخره از بین می‌رود. همینطور برای تشخیص ترس‌های غیر عادی باید به نوع ترس نیز توجه داشت.

هر چند گاهی کودکان از چیزی می‌ترسند ولی این ترس چندان وحشت‌زا نیست و مشکل خاصی در عملکرد روزانه کودک ایجاد نمی‌کند و واکنش ترس در او چندان شدید و ناهنجار نیست. اما زمانیکه نوع ترس کودک غیر عادی است و نیاز به مداخلات درمانی دارد که واکنش کودک به عامل ترس بسیار شدید است. کودک بسیار وحشت زده می‌شود و رفتارهایی از خود نشان می‌دهد که اغلب خارج از کنترل دیگران است.

برای درمان ترس در کودکان چه باید کرد؟

روان شناسان برای کاهش ترس‌های کودکان راههای زیادی را توصیه می‌کنند. آنها در وهله اول به والدین توصیه می‌کنند که در رفع مشکل کودک عجولانه عمل نکنند. تعجیل و شتابزدگی آنها در کاهش ترس کودک می‌تواند به جای درمان ، اضطراب و ترس او را افزایش دهد. این ترس معمولا بتدریج از بین می‌رود و لازم است والدین با خونسردی و آرامش اقدام به کاهش این ترس‌ها نمایند. توصیه بعدی روان شناسان این است که هرگز کودکان را به خاطر ترسی که دارند تحقیر و سرزنش نکنیم. هر چند دلیل ترس از نظر ما بزرگترها کاملا غیر منطقی و نامعقول به نظر می‌رسد اما خود کودک چنین احساسی ندارد و نمی‌تواند غیر منطقی بودن ترس خود را درک کند و سرزنش به او کمکی نخواهد کرد.

حتی زمانیکه کودک تحت نظر یک متخصص یا روان شناس درمان می‌شود، اگر عامل اصلی ایجاد کننده ترس هنوز حضور داشته باشد چندان فایده‌ای نخواهد کرد. مثلا زمانیکه خود مادر از تاریکی می‌ترسد، هر چند کودک حمایت‌ها و درمان‌هایی را از روان‌شناس و مشاور خود دریافت می‌کند، اما الگویی که در خانه از رفتار مادر می‌پذیرد الگویی قویتر است که نتایج یک درمان ثمر بخش را از بین می‌برد. بنابراین لازم است علل اساسی ترس کشف و مرتفع شوند.

stars

بازی موقعیت مناسبی است که ترس کودک را از بین ببریم. مثلا کودکی که از آمپول می‌ترسد، می‌توانیم یک بازی خوب ترتیب بدهیم که در آن کودک آمپول زدن را تمرین کند. در مراحل دیگر می‌توان از روشهای خاص رفتار سازمانی که توسط روانشناسان استفاده می‌شود بهره جست. با مراجعه به یک روانشناس و درمان‌های رفتاری او می‌توان اقدام به حل مشکل کودک نمود

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 1083 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 بهمن 1390 و ساعت 18:13 توسط سنجاقک

 

ترس کودکان          

همه كودكان در چند مقطع سنی در زندگیشان دچار ترس و وحشت

می شوند و این معمولاً یك بخش طبیعی از رشد آنها محسوب می

گردد. این ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند كه به صورت دائمی

و به مدت طولانی در كودك باقی بمانند یا ذهن كودك را به طور كامل

اشغال كنند، كه این ترس در تمام فعالیت های عادی آنها مداخله

داشته و تأثیر می گذارد و اگر كودك نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به

بیماری تشویش كه همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد.

هرگز احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ

موقع به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی

توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل

نمی كند.

 

آیا ترس بی اساس به سن و سطح رشدی كودك بستگی دارد؟!

برای مثال در یك كودك 2 ساله ترس از نشستن روی لگن دستشویی، طبیعی است ولی در یك كودك 8 ساله همان ترس كاملاً غیرعادی و بی اساس است.

 كودكان نوپا معمولاً از

  • تنهایی (جدا شدن از پدر یا مادر)،
  •  اصوات آزار دهنده،
  • زمین خوردن،
  •  حیوانات و حشرات،
  • استفاده از لگن توالت و حمام كردن
  • و  تاریکی هنگام خواب می ترسند.

 ترس در میان كودكان پیش دبستانی شامل

  •  ترس از حیوانات و حشرات،
  •  غول ها و ارواح،
  •  گم شدن، طلاق،
  •  از دست دادن پدر یا مادر،
  • و تاریكی هنگام خواب می باشد.

كودكانی كه تازه به مدرسه می روند از چیزهایی مانند

  •  تنهایی،
  • بعضی صداها،
  • زمین خوردن،
  •  ورود به مكان جدید (به خصوص ورود به مدرسه)
  • و تاریكی هنگام خواب [در بچه های كوچك تر]
  • و وازدگی های اجتماعی،
  •  جنگ، فضاهای جدید
  •  و ترس از دزد [در بچه های بزرگ تر] می ترسند.

نوجوانان (كه به سن بلوغ رسیده اند) معمولاً از دزد، موقعیت های جدید (مثل رفتن به دانشگاه و...) جنگ، طلاق و روابط غیرمعمول واهمه دارند و می ترسند.

 

 ترس ها در كودكان در تمام گروه های سنی، در بعضی از دوران های زندگیشان ممكن است افزایش یابد: تولد یك فرزند جدید در خانواده، نقل مكان از خانه ای به خانه دیگر، طلاق و غیره. حتی بعضی اوقات بعد از وقوع یك اتفاق تحریك كننده، ترس در كودكان تقویت می گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با یك شیء داغ یا فرار كردن از یك سگ. بعضی كودكان نسبت به كودكان دیگر بیشتر می ترسند و این بستگی به روحیات و خلق و خوی آنها دارد.

والدینی كه همیشه نگران هستند و در تشویش به سر می برند یا زود

در مقابل هرچیز عكس العمل نشان می دهند، فرزندانشان اغلب دارای

همان روحیات هستند و همیشه در ترس و واهمه قرار دارند.

علل ترس در کودکان

اینکه چرا کودکان می‌ترسند مورد توجه بسیاری از صاحبنظران رشد کودک و روانشناسان بوده است. برخی از محققان عوامل زیستی را به عنوان علت برخی از ترس‌ها عنوان کرده‌اند و برخی دیگر عوامل روان شناختی، عوامل خانوادگی و سایر عوامل را مطرح کرده‌اند. در برخی اوقات ترسی که کودک از خود نشان می‌دهد به یک نیاز روانی ارتباط دارد. مثلا کودکی که  ترس از مدرسه  را نشان می‌دهد ممکن است از لحاظ روانی وابستگی زیادی به پدر یا مادر خود داشته باشد و ترس او در واقع ریشه در این وابستگی او دارد.

گاهی اوقات یک تغییر در شیوه زندگی مثل تغییر محل سکونت ، جدا شدن از والدین و... به صورت ترس از تاریکی ، ترس از حیوانات و غیره خود را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت برخی از ترس‌های مشخص و معین کودک می‌تواند ریشه‌های روانشناختی داشته باشد و مستقیما با موضوع آن ترس مرتبط نباشد. در برخی اوقات این خانواده است که مشکل ترس را در کودک بوجود می‌آورد. ممکن است کودک ترس از یک مساله خاصی را در محیط خانواده یاد گرفته باشد. مثلا مادری که از عنکبوت می‌ترسد این ترس خود را به کودک منتقل می‌کند. این اتفاق بر اساس فرایند یادگیری صورت می‌پذیرد. بطوری که والدین در آموزش اکثر رفتارها به عنوان الگو و سرمشق کودک هستند.


کودکی که نیاز به احساس امنیت دارد با مشاهده رفتار و حالات والدین و خانواده خود شروع به شناسائی محیط ها و موقعیت‌های امن از ناامن می‌نماید. و در این راستا کاملا متکی بر آنهاست. بنابراین آنچه رفتار مادر نشان می‌دهد برای او الگو و اساس رفتارش است. کودک با مشاهده رفتارهای مختلف می‌آموزد که چه چیزی ترسناک است و چه چیزی ترسناک نیست. گاهی اوقات ترس کودک ناشی از شیوه های زیستی غلط والدین است. والدینی که برای وادار کردن کودک به انجام کاری او را تهدید می‌کنند و یا از چیزی می‌ترسانند. مثلا مادر به کودک خود می‌گوید اگر شلوغی کنی می‌روم و دیگر بر نمی‌گردم. یا برای وادار کردن به او خوردن دارو او را از آمپول می‌ترساند. فشار روانی که به این طریق والدین به کودکان خود وارد می‌کنند ، می‌تواند به صورت ترس‌های مختلف خود را بروز دهد. در کودکان ناراحتی‌ها و اضطراب‌های روانی اغلب با مواردی از قبیل ترس و... مشخص می‌شوند.

از جمله عوامل دیگر شرایطی است که کودک در محیط پیرامون ممکن است با آنها مواجه شود، مثل دیدن تصادف دو اتومبیل و دزد و... همینطور است تماشای فیلم‌های ترسناک و وحشت انگیز که با تاثیری که روی قدرت تخیل کودک می‌گذارد موجب وسعت یافتن این صحنه‌ها و شاخ و برگ داده شدن آنها در ذهن کودک می‌شود و ترس و وحشت زیادی را در کودک ایجاد می کند.

 

ادامه دارد ...

 


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 923 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 دی 1390 و ساعت 0:48 توسط سنجاقک

این ۱۰ مهارت را به کودک بیاموزید

بهترین راه این است که خطراتی را که در کمین بچه‌هاست با زبانی قابل فهم برای آنها توضیح داد و بلافاصله روش‌های پیشگیری از این خطرات را هم به آنها آموزش داد و مهم تر از همه …

آموختن روش‌های محافظت از خود، شاید مهم‌ترین کاری باشد که والدین برای فرزندان‌شان انجام می‌دهند؛ حتی مهم‌تر از فراهم کردن خورد و خوراک و پوشاک مناسب….

البته همین‌ مهم‌ترین وظیفه، سخت‌ترین هم هست؛ چون اگر قرار باشد همه خطرات پیرامون کودک را به او توضیح بدهید، این کار آثار روانی نامطلوبی به جا می‌گذارد. در واقع کودک دیگر به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد نخواهد داشت و یک احساس اضطراب و ترس همیشگی، با او همراه خواهد بود اما اگر از گفتن این خطرات صرف‌نظر کنید، باز هم این کارتان عواقب خاص خودش را خواهد داشت.

به گفته کارشناسان و روان شناسان ، در چنین مواردی باید خیلی حساب شده و منطقی با بچه‌ها صحبت کرد.. هیچ‌گاه نباید برای هوشیار کردن کودکان قصه‌های ترسناک برای آنها تعریف کرد چون این داستان‌ها بچه‌ها را در وحشت و اضطراب رها می‌کند و هیچ راه‌حلی به آنها یاد نمی‌دهد. در این خصوص می‌توان به ۱۰ مهارت مهمی که پدران و مادران وظیفه دارند به فرزند خود آموزش بدهند، اشاره کرد.

١.احساس امنیت

باید به فرزند خود بیاموزید که هر انسانی حق و حقوقی دارد؛ از جمله حق نفس کشیدن، حق زنده ماندن و بسیاری حقوق دیگر. کودک باید بداند که حق امن ماندن و امنیت داشتن جزو حقوق طبیعی اوست و دیگران وظیفه دارند این حق او را به رسمیت بشناسند و رعایت کنند.

٢.محافظت از بدن خود

کودک باید بداند که صاحب تمام بدن خود است و کسی حق ندارد بدون رضایت او و والدین‌اش، بدن وی را لمس کند.

٣.کمک گرفتن از دیگران در برابر باج‌گیرها

افرادی که از بچه‌ها باج‌گیری می‌کنند از لحاظ روانی افرادی ترسو هستند که در برابر جمع هراسان می‌شوند و پا به فرار می‌گذارند. باید به کودک خود آموزش دهید که در چنین مواردی از دوستان نزدیک خود کمک بگیرد و حتما مساله را با مسوولان مدرسه یا با پدر و مادر در میان بگذارد. البته حتما به کودک بگویید در مواردی که باج‌گیرها برای او تهدید جانی داشتند مقاومت نکند. گاهی بچه‌ها از ترس اینکه به خاطر از دست دادن وسایل‌شان توسط والدین خود تنبیه شوند، به هیچ عنوان تسلیم نمی‌شوند و این بسیار خطرناک است.

Shukhi.Com                      Shukhi.Com                                 Shukhi.Com       

٤.گفتن حقیقت

اگر با فرزند خود مرتب صحبت کنید و همیشه به او یادآور شوید که پشتیبان همیشگی او در زندگی هستید، کودک هم یاد می‌گیرد مشکلات و رازهای خود را با شما در میان بگذارد و از شما کمک بگیرد.

 

٥.مورد قبول قرارگرفتن

اگر فرزند شما مساله‌ای را که او را آزار می‌دهد یا باعث اضطراب او می‌شود برای شما تعریف کرد حتی اگر خیلی هم پیش‌پا افتاده بود هیچ‌گاه به او نخندید یا واکنشی نشان ندهید که او احساس حماقت کند چون این کار شما باعث می‌شود کودک کم‌کم مشکلات خود را بروز ندهد و اگر زمانی مورد آزار و اذیت واقعی هم قرار گرفت با شما مشورت نکند.

 

٦.راز دار نبودن

همیشه برنامه‌های تلویزیونی بچه‌ها یا حتی خود والدین، کودکان را به رازدار بودن تشویق می‌کنند و به کودکان می‌آموزند این رازداری باعث اعتماد دیگران به آنها می‌شود اما باید به فرزندان خود تاکید کنید که هیچ رازی نباید بین آنها و افراد بزرگ‌تر دور از چشم والدین وجود داشته باشد چون اکثر افرادی که کودک آزاری می‌کنند، به کودک می‌گویند بوسیدن یا تماس بدنی بین ما، رازی است که غیر از ما دو نفر کسی نباید آن را بفهمد.

٧.مهارت «نه» گفتن

برخی والدین به فرزندان خود می‌آموزندکه همیشه باید به حرف بزرگ‌ترها گوش کرد و همیشه حق با بزرگ‌ترهاست اما در واقع، این آموزش کاملا غلط است و کودک باید یاد بگیرد که گاهی هم به خواسته‌های دیگران «نه» بگوید چون در غیر این صورت کودک خود را تسلیم هر نوع خواسته‌ بیمارگونه و آزاردهنده‌ای خواهد کرد.

 

                                                                        

٨.مخالفت با تماس بدنی

هر کودکی باید بداند که هیچ کس حق ندارد او را به زور ببوسد یا در آغوش بگیرد. باید به فرزند خود بیاموزیم که اگر فردی او را مجبور به انجام چنین کارهایی کرد، حتما به پدر و مادر یا بقیه اعضای خانواده اطلاع دهد.

 

٩.صحبت نکردن با غریبه‌ها

کودکان هیچ‌گاه نباید با افراد غریبه صبحت کنند یا هدیه‌ای از آنها دریافت کنند حتی یک شکلات یا آدامس. البته به کودک خود آموزش دهید که گاهی استثناهایی هم وجود دارد. مثلا اگر در خیابان گم شد، باید پیش  پلیس برود و از آنها کمک بخواهد.

 

١٠.قانون‌شکنی

به کودکان خود آموزش بدهید که در مواقع خطر اجازه دارند هر قانونی را زیر پا بگذارند. حتما به آنها بفهمانید که در شرایط بحرانی هر کاری برای نجات خود انجام دهند، با پشتیبانی کامل شما همراه است. مثلا می‌توانند فرار کنند، خیلی بلند فریاد بکشند، دروغ بگویند و …

                                      


موضوع : روانشناسی کودک | بازدید : 1014 مرتبه
نوشته شده در تاريخ شنبه 17 دی 1390 و ساعت 6:38 توسط سنجاقک

 

بابا چی میشه اگه خورشید دیگه در نیاد ؟                             چی پیش میاد ؟

اگه خورشید نتابه تعجب میکنی  ،وبا چشمای از حدقه در اومده به آسمون خیره میشی

وباد نور چشماتو به آسمون میبره و خورشید دوباره شروع به تابیدن میکنه .

niniweblog.com               niniweblog.com                  niniweblog.com                 niniweblog.com

 

بابا چی میشه اگه باد نَوَزِه؟                                  اونوقت چی پیش میاد ؟

اگه باد نَوَزِه زمین خشک میشه ، قایق دیگه حرکت نمیکنه ،پسرم بادبادکت هم دیگه پرواز نمیکنه ،

اون وقت چمن مشکل تورو به باد میگه ،وباد دوباره شروع به وزیدن میکنه .

niniweblog.com          niniweblog.com                  niniweblog.com                    niniweblog.com

 

بابا اگه چمن دیگه رشد نکنه چی میشه ؟                           اونوقت چی میشه ؟

اگه چمن رشد نکنه ،اشکهات سرازیر میشه ،و زمین با اشک چشمهای تو سیراب میشه ،

بعد مثل محبت تو به من ، چمن ها هم بزرگ میشن .ودوباره شروع میکنند به رشد کردن .

 

niniweblog.com                       niniweblog.com                              niniweblog.com                                     niniweblog.com    

بابا اگه من تو رو دوست نداشته باشم چی ؟                         اونوقت چی میشه؟

اگه تو دیگه منو دوست نداشته باشی اونوقت دیگه چمن رشد نمیکنه ،خورشید نمی تابه و باد هم نمی وَ زِه .

اگه میخوای این دنیای قدیمی به کارش ادامه بده، باید باز هم منو دوست داشته باشی  ،بازهم بازهم  ...   niniweblog.com        niniweblog.com         niniweblog.com       niniweblog.com    niniweblog.com     

شل سیلوراستاین


موضوع : متفرقه | بازدید : 936 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 6 دی 1390 و ساعت 17:01 توسط سنجاقک
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد

mouse code|mouse code

كد ماوس